يـه وقـتايي اس ام اس مـيدي که

 

يا مـن يـا اون ؟

 

 دوس داري چـي بـشنوي؟!!!

 

 امـا بـرعـکس

 

 ميـگه: ايـنجـورياست ديـگه بـــاي...

 

 اونـجاست کـه فـکر مـيکني تـمام حـرفـاش دروغ بــوده

 

 حـتي

 

 اون دوسـت دارمـي کـه 2 سـاعـت قـبل بـهت گـفته....

 

 تـــووف به ايـن دوسـت داشـتنا

 

 عزیز مــن دل نـبند ديـگه ارزشـشو نـــداره....

 

 

دوشنبه 1393/04/16 8:30 بعد از ظهر |- گیتی -|

ای تمام آرزو٬ ای سرچشمه هستی و وجود ای مایه خوشی و سعادت ام.

ای شراب روح٬ ای لطیف تر از نسیم و ای شدیدتر از طوفان٬ آیا تو نیز هیچ یار و همراه من بوده ای؟

پروردگارا در این جهان آرزو چرا کلبه کوچکی که جز دل نام ندارد نصیب من کرده ای؟ کاشانه محقری که در برابر طوفان عشق......... استقامتی ندارد.خانه ویرانه ای که در آن جز اشک و صبر ٬ همدم و مونسی را صاحب نیست.

ای سپیده عشق دیرگاهی بود که آرزو میکردم تو را ببینم٬ تو را به هر آنچه که زیباست تشبیه مینمودم اما لحظه ای بعد افسرده و سرافکنده میشدم زیرا این زیبائی ها هستند که شبیه تواند.

تو خود الهه زیبائی هستی

از خدا خواستم شاید معجزه ای شود و تو در کنارم باشی دوست دارم که روبرویم بنشینی ومن خود را در چشمان آسمانی و لبهای نیم شکفته ات تماشا کنم و نفس گرمت را ببویم.

اما افسوس که تو اشکها و حسرتهای مرا نمی بینی.نمیی بینی که حتی در خنده های من آهنگهای ناله پنهان است.

اکنون تو ای جان شیرین بیا بنشین تا بگویم که امروز دیگر وقت اعتراف رسیده است: وقت آن رسیده که بدانی تو روح من و حقیقت من هستی

خدا میداند در این لحظه که من این مرثیه سراسر غمگین دلم را به رشته تحریر در می آورم دراین بامداد غم پرور سیاه چهره٬ تو عزیز من ٬ پادشاه سرزمین قلب من کجا هستی؟

چه ساعات حزن آلود و پر شکوهی.... چه دقایق جاودان و پر التهابی...........

آرزو میکردم در این لحظات مدهوش و در عین حال شیرین را در کنار تو ودر میان حلقه بازوان تو بودم

آرزو داشتم در این دم بی پروا در بستر گرم آغوش تو به سر می بردم وزمزمه عشق ات را در گوش خویش می شنیدم.

مرا ببخش . همه این نوشته هایم بهانه ای است بی اغراق برای رسیدن به تو

چه اگر تو نبودی:

کدام واژه مرا تا عروج ماه می برد؟

اگر تو نبودی سلامم را چه کسی به لبخند ملیح پاسخ میداد؟

نگاه منتظرم راه بر نگاه که می بست؟

از پشت پنجره نگاه من را که می جست؟

اگر تو نبودی کدام واژه به لبهای من گره می خورد؟

سرای خاطره ام راز دار که می شد؟

اگر تو نبودی دلم هوای که می کرد؟

سفر به یاد که آغاز می توانستم؟

اگر تو نبودی فضای خاطره ام عطر یاد که داشت؟

کدام واژه به جای تو ورد لب می شد؟

اگر تو نبودی دل غم دیده را چه کسی می برد؟

کدام خنده مرا جان تازه می داد؟

کدام شرم نجیبانه آتشم می زد؟

کدام صورت محجوب آواره ام میکرد؟

کدام بغض غریبانه گریه سر می داد؟

اگر تو نبودی به عشق که آغاز میتوانستم..........به کوی که پرواز میتوانستم؟

تو را به ساقه گندم.....................

تو را به سوره مریم.....................

تو را به نازکی خواب یک بنفشه زیبا..................

تو را به هق هق آرام و بی صدا سوگند: بــمان.............. بمان ................ بمان....

بمان که گر بمانی بهار خواهد شد

بمان که گر بمانی هزار خواهد خواند

بمان بهانه بودن ...............بمان دلیل سرودن..........

بمان امید شکفتن........... که گر تو بمانی دوباره خواهم ماند

برای باور فردا شبانه خواهم راند بمان که من به شوق بودن با تو............

به آفتاب روشن فردا سلام خواهم داد....

بمان که گر تو بمانی............... امید هم خواهد ماند.....

دوشنبه 1393/04/16 8:14 بعد از ظهر |- گیتی -|

خدایا بغلم کن سخت تنهام سخت دلتنگم خدایا بغلم کن محکم فشارم بده تا تمام تنهاییام و دلتنگیام فراموشم بشه.

پنجشنبه 1393/04/12 8:43 بعد از ظهر |- گیتی -|

 

این سیگار که میکشم....
 
 همان فریاد هایی است که نمیتوانم بزنم..
.
همان حرفهایی که جراًت گفتن به کسی را ندارم...

همان دلتنگی هایی که روز به روز پیرم میکند ...

همان خاطراتیست که نه تکرار می شوند و نه فراموش...

همان تنهایی های که کسی پرش نمی کند...

همان در
د هایی که درمان ندارند...

این سیگار را دوست دارم...
 
 
سه شنبه 1393/02/02 9:47 بعد از ظهر |- گیتی -|


بوسه.......



آه ای مرد که لبهای مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ای

هیچ در عمق دو چشم خامشم

راز این دیوانگی را خوانده ای؟

هیچ میدانی که من در قلب خویش

نقشی از عشق تو پنهان داشتم؟

هیچ میدانی کز این عشق نهان

آتشی سوزنده بر جان داشتم؟

گفته اند آن زن زنی دیوانه است

کز لبانش بوسه آسان می دهد

آری اما بوسه از لبهای تو

بر لبان مرده ام جان میدهد

هرگزم در سر نباشد فکر نام

این منم کاینسان تو را جویم به کام

خلوتی میخواهم و آغوش تو

خلوتی میخواهم ولبهای جام

فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر

ساغری از باده هستی دهم

بستری میخواهم از گلهای سرخ

تا در آن یک شب تو را مستی دهم

آه ای مردی که لبهای مرا

از شرار بوسه ها سوزانده ای

این کتابی بی سرانجامست و تو

صفحه کوتاهی از آن خوانده ای

سه شنبه 1393/02/02 9:33 بعد از ظهر |- گیتی -|

بعد من  دلگیر نباش من کنارتم هر دم...

سه شنبه 1393/02/02 9:28 بعد از ظهر |- گیتی -|

من هرزه نیستم

اگر  گذاشتم مرا ببوسی

خواستم بدانی

آنقدر حس دوست داشتنت قوی بود

که از تمام اعتقاداتم گذشتم

و تو پشت سرم به همه گفتی

چقدر هرزه بود




سه شنبه 1393/02/02 9:17 بعد از ظهر |- گیتی -|


سه شنبه 1393/02/02 9:4 بعد از ظهر |- گیتی -|


میدونین قشنگترین احساس چه وقتیه...؟

وقتی برمیگردی یواشکی به عشقت نگاه کنی...

میبینی که اونم داشت نگات می کرد...



سه شنبه 1393/02/02 9:3 بعد از ظهر |- گیتی -|

نخی سیگار ، پکی عمیق و لبخند تو رووی دیوار

دود می شویم همه با هم امشب

همه میگن سیگار
من میگم سنگ صبور
همه میگن سرطان
من میگم عقده ی دل
همه میگن دود
من میگم مونواکسید غصه
همه میگن مرگ
من میگم چه بهتر . . .

سه شنبه 1393/02/02 8:6 بعد از ظهر |- گیتی -|



یه لحظه عاشقت میشم دوباره

فقط برای اینکه اشک بریزم

فقط برای اینکه یادم نره

یه روزی عاشقت بودم عزیزم

یه لحظه عکستو بغل میکنم

بارونو حس می کنم از پنجره

اشکامو پاک می کنم از دفترم

فقط برای اینکه یادم بره...

یه روزی عاشقم بودی ، گفته بودی می مونی

چوبشو می خوری یه روز ، نشون به این نشونی...


 

سه شنبه 1393/02/02 7:59 بعد از ظهر |- گیتی -|


نمی دونم فاصله ی قلب من از تو، نزدیکترین دوریست یا دورترین نزدیکی!

یکشنبه 1393/01/31 2:24 بعد از ظهر |- گیتی -|


تنهایی یعنی:

عاشقشی ...

ولی حق نداری بهش نزدیک بشی


چون:اون دیگه تنهانیست

یکشنبه 1393/01/31 2:16 بعد از ظهر |- گیتی -|


خدایــــــــــــا

برای داشتـــــنـش بـــا قسمت میجــــــنگم

پس خط و نشــون جهنمت را به رخـــــم نکش

کـــه جهنــــم تر از

"نـــــبـــــــودنـش"

                                          راســـــــراغ نـدارم

یکشنبه 1393/01/31 2:15 بعد از ظهر |- گیتی -|

چندسالی است از تومور سرش رنج میبرد...برایش دعا کنید

یکشنبه 1392/11/27 5:22 بعد از ظهر |- گیتی -|


عِشقَمــــــ , بــــــــــا اِفتِخـــــــار مینِویسَمـــــ کِـــــ چِقَـــــدر دوسِِــــــــــــــــــــــتــــــ دارََمـــــــــــ

مَـــــــنــــــــ رَوانیــــــتَمــــــ ... رَوانیــــــــــــــــــــ

بــــــــاهــــامـــــــ بِمـــونــــــ نَفَسَمـــــ

تـــــــــا ابـَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد...مَـــــــنـــــ بیـــــ تــــو میمیرَمــــــــ ...

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوســـــــ رو لَبـــــــــــــــــــاتــــــــــ عِشقِـــــ مَنـــــــ   

  

پنجشنبه 1392/07/04 6:9 بعد از ظهر |- گیتی -|

می گــــم : خداحــافظ که تُــو، چشم تـَــر کـنی که بـگــی: کـجـا؟ مَگـه دَست خُودتـه این اومَــدنو رَفتـَــنا ؟ بعدش سفت بغلم کُـنی بـگــــی: که هیچ رفتَــنی تـُـو کار نیست اینـو توو مُخت فرو کُـن ! هَمیـن جـا ، بـه دلت اشاره کُنی ، جاتـه تا هَمیشـه! آخــــر سَرش هم مُحکـم بگی: شـیر فـَهم شــد؟ که مَــن ، دل ضَعفـه بگیرم از این همـه عاشقانـه های مَردونـه و مُحـکَمت ..!

پنجشنبه 1392/07/04 6:5 بعد از ظهر |- گیتی -|


ـ عزیزترین من!من بازدم ِ هر نفسم رابا عشق ِ تو پیوند میزنم

نفسهایم رهسپار ِ آغوشت خواهند شدشب كه سر بر بالین

نهادی هوا راعمیق تر كام بگیر...

 

۲ـ من از تمام دنیا

فقط آن دایره ے مشکے چشمان تو را میخواهم ،

 وقتے که در شفافیتش ،

بازتاب عکس خودم را میبینم...

 

۳ـ حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است

آرام بیصدا اما همیشگے ....

 

 تپش قلبم برای تو: پرنده ی من

چه زیباست پروازت،

وقتی به شوق زندگی بر فراز آسمان دل پر می كشی.

و چه زیباست آوازت،

وقتی برای دلبری من احساس را فریاد می كشی.

دلم از خیال با تو بودن دیوانه شده...

پس برایش قفسی ساخته ام،

تا همیشه و هر حال كنارم باشد.

عکس عاشقانه

پنجشنبه 1392/07/04 5:49 بعد از ظهر |- گیتی -|

مخاطب که چشمان تو باشد

من با یک نگاه

مست میشوم...


عکس عاشقانه

پنجشنبه 1392/07/04 5:45 بعد از ظهر |- گیتی -|

این روزها پر است از انسانهایی با ظاهر زیبا

که هر روز لباسی نو بر تن میکنند

ولی نزدیکشان که میشوی

بوی کهنگی اندیشه هایشان

خیلی آزارت میدهد

چهارشنبه 1392/07/03 4:58 بعد از ظهر |- گیتی -|

دلم خیلی تنگ است ، دلم هوای عشقم را کرده است، عشق زندگیم،....

احساس میکنم بیشتر از همیشه دوستش دارم، گرچه میدانم عشق ماسرانجامی نخواهد  داشت ، گرچه

میدانم عشق های رویایی هیچوقت بهم نرسیدند، باشد که عشق ما هم رویایی باشد مثل لیلی و مجنون ، شیرین و فرهاد.......

آه عشق من کجایی، کجایی تا تمنای وجودم را ببینی...

کجایی تا قلب کوچکم را تقدیمت کنم ، قلبی که غیر از تو برای هیچ کس نمی تپد

من بدون تو با چه امیدی روزهایم را شب کنم ،

با چه عشقی برای رسیدن به خانه  لحظه شماری کنم 

تنم برای آغوشت لحظه هایم را برایم زهر میکند،‌

 به چه جرمی منو رها کردی... تو که عاشقم کردی، تو که قلبمو از من گرفتی ، ......

حالا که منو عاشق خودت کردی ... حالا میخواهی از پیشم بروی ... اما من نمی گذارم ... من بدون تو نمی توانم ..

خدایا چرا . . . .

چرا دنیای ما چشم خوشبختی هیچ کس را ندارد .

چرا سهم عشق از این دنیا فقط و فقط حسرتِ . . .

دلتنگی های من پایانی ندارد . . . باشد که به امید وصال در انتظارت یار خواهم ماند......

عشق ابدی من این را بدان که خیلی دوستت دارم فقط بدان ...

Photo: ‎مـــــــــرا محکــم تر در آغـــــــــوش خود بگیــــــــــر …
من هیـــــــــچ وقت نـمی خواهـــــــــم تـــــــــــو را …
بـــــــــه دسـت خاطـــــــــرات ” لــعنـتـی ” بسپــــــــــارم …‎
 
 
چهارشنبه 1392/07/03 3:57 بعد از ظهر |- گیتی -|

چهارشنبه 1392/07/03 3:45 بعد از ظهر |- گیتی -|

باورم نمی شود


دنیای کوچکم به وسعت عشق تو بزرگ شده است


باورت میشود ؟؟


دنیایم شده جانم گفتنهای گاه و بیگاهت...

چهارشنبه 1392/07/03 3:16 بعد از ظهر |- گیتی -|

       این روزها تنم گرمی

              یک آغوش میخواهد

               با طعم عشق نه هوس...!

                   لبانم خیسی لبی میخواهد

                        با طعم ناز نه نیاز.

                                  تنی را میخواهم که

                                    روحم را   ارضا کند

                                                نه تنم را

 

چهارشنبه 1392/07/03 3:12 بعد از ظهر |- گیتی -|

امروزمن عاشقانه عاشقت هستم و..............

تورابه اندازه ی همه داشته هاونداشته هایم دوست دارم

باتوخوشحالم.........

روزگارم بایادتووبرای توست.......

وعشق همینجاست بین منوتو.........

واینوهم میدونم که عشق ودوست داشتن تاوان دارد

امیدوارم تاوانش ازدست دادن تو نباشه........

تاوانش جداشدنمون نباشه............

خدایابهم قول بده هیچ وقت ازهم جدامون نکنی

میدونم خواسته ی زیادیه...........

چهارشنبه 1392/07/03 2:1 بعد از ظهر |- گیتی -|

ϰ-†нêmê§